تبلیغات

قالبساز سارا

❄دنیای السا❄ - ترجمه لت ایت گو
❄من یه جلساییم یِه جلسایی خاص❄

ترجمه لت ایت گو

شنبه 30 خرداد 1394 06:07 ب.ظ

نویسنده : ☆sara☆
ارسال شده در: همه مطالب ،

 

رهاش کن رهاش کن

دیگه نمیتوننن تو رو مهار کنن

رهاش کن رهاش کن

پشتو میکنم و در رو به هم میکوبم

امشب برف سفیدی روی کوه میپاشه

و هیچ ردپایی دیده نمیشه

سرزمینی پر از انزوا-دیده میشه-و ظاهرا من ملکه اش هستم

باد مثل طوفانی چرخنده زوزه میکشه

سعی کردم توی خودم نگهش دارم

خدا میدونه که تلاش کردم

نذار بیان داخل نذار بدونن

دختر خوبی که همیشه مجبور بودی باشی باش

پنهانش کن حسش نکن نذار بفهمن

ولی خب دیگه اونا فهمیدن

رهاش کن رهاش کن

دیگه نمیتونن تو رو مهار کنن

رهاش کن رهاش کن

پشتمو میکنم و در رو به هم میکوبم

و اینجا می ایستم و همینجا می مونم

رهاش کن رهاش کن 

در هر صورت سرما منو اذیت نیکنه

خیلی بامزست که فاصله باعث میشه همه چیز کوچیک به نظر بیاد

و ترس هایی که زمانی منو کنترل میکردن

دیگه دستشون بهم نمیرسه

اینجا توی هوای رقیق سرد بالاخره میتونم نفس بکشم

میدونم که یه زندگی را پشت سر گذاشتم ولی خیلی ازادتر از اونم که غمگین باشم

رهاش کن رهاش کن

دیگه نمیتونن تو رو مهار کنن

رهاش کن رهاش کن

پشتمو میکنم و در رو محکم به هم میکوبم

و اینجا می ایستم و همینجا میمونم

رهاش کن رهاش کن 

در هر صورت سرما منو اذیت نمیکنه

توی زندگی که انتخاب کرده ام منجمد ایستاده ام

تو دیگه منو پیدا نمی کنی گذشته پشت سرمه

توی برف مدفون شده

رهاش کن رهاش کن

دیگه نمیتونن تو رو مهار کنن

رهاش کن رهاش کن

پشتمو میکنم و در رو محکم به هم میکوبم

واینجا می ایستم و همینجا می مونم

رهاش کن رهاش کن

در هر صورت سرما منو اذیت نمیکنه



نظرات : نظرات
تاریخ ارسال: یکشنبه 31 خرداد 1394 08:20 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30